در حال بارگذاری...
ShahAzmoon

آزمون آنلاین

سامانه آزمون آنلاین شاه آزمون

خانه > آموزش آنلاین > آموزش کلمات 504 کلمه انگليسي - هفته 19 > Morsel ˈmɔːrsl̩

برای استفاده از امکانات آموزشی شاه آزمون، مثل ذخیره آموزش ها، مشاهده همه آموزش ها، جعبه لایتنر و ... ابتدا در آموزش کلمات 504 کلمه انگليسي - هفته 19 ثبت نام کنید و از پنل کاربری شروع به آموزش کنید.

Morsel ˈmɔːrsl̩

A small bite; mouthful; tiny amount

گاز کوچک، به اندازه یک دهان، مقدار بسیار کم

When Reynaldo went into the restaurant, he pledged to eat every morsel on his plate.

وقتی «رینالدو» به رستوران رفت، قول داد آخرین لقمه از بشقابش را هم بخورد.

Suzanne was reluctant to try even a morsel of lobster.

«سوزان» مایل نبود حتی یک لقمه از گوشت خرچنگ را امتحان کند.

If you had a morsel of intelligence, you would be uneasy, too.

کمی عقل داشتید، شما هم دلواپس می بودید.